محمد مهدى ملايرى

404

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

گمان مىكنى اگر گوينده‌اى امروز مصريان را از سوار شدن اتومبيل و راه‌آهن و ترنهاى برقى و كشتيهاى بخار منع كند ، و آنها را وادار سازد كه در خشكى با شتر و اسب و استر و الاغ و در دريا با كشتيهاى بادى سفر كنند ، آيا آنها در وقتى كه مىبينند ديگران اين وسايل راحت و محكم و تندرو را ساخته و به كار مىبرند به حرف آن گوينده گوش خواهند داد ؟ يا اين‌كه از او دورى خواهند كرد تا از گزند وى در امان باشند ؟ وضع مردم نسبت به خواندن و نوشتن نيز همين است ؛ يا بايد اين خط و زبان را براى آنها سهل و آسان كرد ، يا اين‌كه خودشان اين كار را خواهند كرد و خود را از ما و خط و زبانمان بىنياز خواهند ساخت » . در اين‌جا اين سؤال پيش مىآيد كه آيا واقعا چنين خطرى براى زبان عربى يا هرزبان ديگرى كه نتواند خود را با سلاح روز مجهّز سازد وجود دارد ، يا آن‌كه در اظهار اين بيم و نگرانى مبالغه شده است ؟ ممكن است چنين تصور شود ، ولى طرفداران اصلاح اين خطر را امرى مسلّم مىبينند . اين نگرانى ناشى از سرعتى است كه در اين عصر در پيشرفت دانش و گسترش آن ديده مىشود . يكى از خصوصيات فرهنگ عصر ما عموميت و توسعهء آنست ، به‌طورىكه داشتن سواد مانند آب و نان از ضروريات زندگى انسان شده است . در كاروان شتابزدهء جهان كه همهء ملتها خواه ناخواه بايد پيش بروند ، اگر ملتى نتواند هم‌دوش ديگران گام بردارد به ناچار ديگران وى را خواهند كشيد و بار خود را هم بر دوش او خواهند گذاشت . براى گسترش فرهنگ به‌طورىكه پرتو آن هر بيغوله‌اى را روشن كند ، نخست بايد زبان ملّى را نيرومند و آماده ساخت . زبان را وقتى براى انجام چنين وظيفهء بزرگى آماده مىگويند كه بتواند دانش و فرهنگ عصر خود را تمام و كمال در خود بگيرد و آن را به آسانى به ديگران منتقل سازد ، و آموختن خود آن هم بيش از آنچه مقتضاى اين عصر است وقت نوآموزان را نگيرد ، و گرنه ناچار در برابر زبانهاى ساده‌تر و تواناتر تاب مقاومت نخواهد داشت و رفته‌رفته جاى خود را به آنها خواهد داد ؛ و بدين‌ترتيب نه تنها هستى